نوروز مبارك باد

قصۀ پيرزن و عمونوروز قصۀ غمناكي است. عمونوروزِ سنگدل پيرزنِ نازك‌دل را بيدار نمي‌كند، با آن كه او را دوست مي‌دارد و بوسه بر گونه‌اش مي‌نشاند. پيرزن نااميد نمي‌شود. عشق به او اميد زندگي ابدي و كوشش مي‌دهد.
تراژدي قصۀ پيرزن و عمونوروز، ثراژدي زندگي آدمي است. ببينيد در زيرِ واژه‌هاي ساده و كودكانه، چه تكان دهنده و عميق است:
يكي بود‍، يكي نبود. پيرمردي بود به نام«عمو نوروز» كه هر سال روز اول بهار با كلاهِ نمدي، زلف و ريشِ حنا بسته، كمرچينِ قدكِ آبي، شالِ خليل‌خاني، شلوارِ قصب و گيوة تختِ نازك از كوه راه مي‌افتاد و عصا به دست مي‌آمد به سمت دروازۀ شهر.
بيرون از دروازۀ شهر پيرزني زندگي مي‌كرد كه دلباختۀ عمو نوروز بود و روزِ اولِ هر بهار، صبح زود پا مي‌شد، جايش را جمع مي‌كرد و بعد از خانه تكاني و آب و جاروي حياط، خودش را حسابي تر و تميز مي‌كرد. به سر و دست و پايش حنا مي‌گذاشت و هفت قلم، از خط و خال گرفته تا سرمه و سرخاب و زرك آرايش مي‌كرد. يل ترمه و تنبان قرمز و شليتۀ پرچين مي پوشيد، مُشك و عنبر به سر و صورت و گيسش مي‌زد، فرشش را مي‌آورد مي‌انداخت رو ايوان، جلو حوضچۀ فواره‌دار رو به روي باغچه‌اش كه پر بود از همه جور درخت ميوۀ پر شكوفه و گلِ رنگارنگِ بهاري؛ در يك سيني قشنگ و پاكيزه سير، سركه، سماق، سنجد، سيب، سبزي، و سمنو مي‌چيد و در يك سيني ديگر هفت جور ميو‌ۀ خشك و نُقل و نبات مي‌ريخت. بعد منقل را آتش مي‌كرد و مي‌رفت قليان مي‌آورد مي‌گذاشت دمِ دستش. اما، سر قليان آتش نمي‌گذاشت و همان‌جا چشم به راه عمو نوروز مي‌نشست.
چندان طول نمي‌كشيد كه پلك‌هاي پيرزن سنگين مي شد و يواش يواش خواب به سراغش مي‌آمد.
در اين هنگام عمو نوروز از راه مي‌رسيد پيرزن را كه خواب بود، مي‌ديد ولي دلش نمي‌آمد پيرزن را بيدار كند. يك شاخه گلِ هميشه بهار از باغچه مي‌چيد رو سينۀ او مي گذاشت و مي‌نشست كنارش. از منقل يك گُله آتش برمي‌داشت مي‌گذاشت سر قليان و چند پك به آن مي زد و يك نارنج از وسط نصف مي كرد؛ يك پاره‌اش را با قندآب مي خورد. آتش منقل را براي اينكه زود سرد نشود، مي‌كرد زير خاكستر؛ روي پيرزن را مي‌بوسيد و پا مي‌شد راه مي‌افتاد و مي‌رفت.
آفتاب يواش يواش تو ايوان پهن مي‌شد و پيرزن را بيدار مي‌كرد. پيرزن اول چيزي دستگيرش نمي‌شد. اما يك خُرده كه چشمش را بيشتر باز مي‌كرد، مي‌ديد اي دادِ بي‌داد، همه چيز دست خورده. آتش رفته سرِ قليان. نارنج از وسط نصف شده. آتش‌ها رفته‌اند زيرِ خاكستر، لپش هم تَر است. آن وقت مي‌فهميد كه عمو نوروز آمده و رفته و نخواسته او را بيدار كند.
پيرزن خيلي غصه مي‌خورد كه چرا بعد از آن همه زحمتي كه براي ديدنِ عمونوروز كشيده، درست همان موقعي كه بايد بيدار مي‌ماند، خوابش برده و نتوانسته عمونوروز را ببيند. هر روز پيش اين و آن درد دل مي‌كرد كه چه كند و چه نكند تا بتواند عمونوروز را ببيند؛ تا يك روزي كسي به او گفت چاره اي ندارد جز اين كه صبر كند تا يك دفعۀ ديگر كه باد بهار بوزد، روزِ اولِ بهار برسد، عمو نوروز باز از سرِ كوه راه بيفتد به سمت شهر و او بتواند چشم به ديدارش روشن كند.
پير زن هم قبول كرد. اما هيچ كس نمي‌داند كه سال ديگر پيرزن توانست عمونوروز را ببيند يا نه. اما چون بعضي ها مي گويند كه اگر اين‌ها همديگر را ببينند، دنيا به آخر مي رسد و از طرفي دنيا هنوز به آخر نرسيده، پس پيرزن و عمونوروز هنوز همديگر را نديده‌اند.

بشنويد قصۀ عمونوروز را.

نوروز مبارك باد

13 Responses

  1. استاد محترم جناب آقای كرام الديني
    با عرض سلام خدمت شماهمکاربسیارارزشمند اینجانب دو وبلاگ به آدرس زير جهت افزایش دانش آزمایشگاهی زیست شناسی ومعرفی وب سايت های مفيد زيست شناسی که اغلب آن ها دارای انيميشن هايي درباره مطالب درسي آزمایشگاهی هستند ايجاد نموده ام لطفا از وبلاگ هاي حقیر ديدن فرمائید و ما را از نکته نظرات محترم خود در جهت تکمیل وبهبود مطالب وبلاگ ها مستفید نمائيد. پيشاپيش عيد را خدمتان تبريك عرض مي نمايم
    آدرس وبلاگ ها
    http://www.biologymodern.blogfa.com
    http://www.biologylab.blogfa.com
    بااحترام محبی

  2. سلام استاد گرامی . سال نو را به شما تبریک می گویم . سالی پر از موفقیت و بهروزی برای شما آرزو می کنم .

  3. سلام!
    برای شما که با یوز پلنگان دویده اید:
    “کتاب‌های درسی کنونی کامل و جامع نیستند و…به طور مثال کتاب زیست تنها زیست را به صورت خشک آموزش می‌دهد در حالی‌که کتاب زیست می‌تواند به طور غیرمستقیم به مسائل دینی پهلو بزند و مباحث آموزشی در کتاب‌های دینی را تقویت کند…… در نهايت خروجي نظام آموزش و پرورشمان بتواند خروجي‌ها متكاملي را به جامعه تحويل دهد.
    البته این به معنای تداخل مباحث درسی دین در کتاب زیست‌شناسی نیست بلکه درصد هستیم روح درس‌ها را با دین و مذهب آغشته کنیم. به عنوان مثال نظریه تکامل داروین که در کتاب زیست‌شناسی آمده است مخالف با آموزه‌ها و باورهای دینی‌ماست و باید از کتاب حذف شود….”
    برای اطلاع بیشتر به http://www.cacbook.com/News/viewnews.aspx?pid=854&ctype=3&cid=0 مراجعه کنید.خبرگزاری ایبنا(کتاب ایران)با آقای مهندس امینی مصاحبه کرده اند.در آغاز آمده است:

    “غلامحسين اميني سال‌ها در وزارت آموزش و پرورش وظيفه تاليف كتاب درسي را به عهده داشته و هم اكنون نيز مدیر اجرایی پروژه تدوین برنامه درسی ملی است. خبرنگار خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا) با وي درباره وضعيت كنوني كتاب‌ها و آينده آن گفت‌وگو كرده است. ”

    مبارک باشد آمدن سال نو !

  4. I wish you a wonderful new year. I hope it brings all happiness, health and fun to you and your family

  5. سلام استاد پيشاپيش سال نو را تبريك مي گم.راستي جسارت كردم وشما را به بازي وبلاگي نوروز دعوت كردم.اميدوارم فرصت كنيد ودر اين بازي شركت نماييد.

  6. سلام استاد گرامی جناب آقای کرام الدینی
    با سپاس از بزرگواری همیشگی شما و محبت هایی که به من و دیگر شاگردان تان داشته و دارید. فرارسیدن نوروز را خدمت تان صمیمانه تبریک عرض می کنم.

  7. جناب استاد کرام الدینی عزیز
    برای شما سالی سرشار از شادی و پیروزی آرزومندم.
    سال خوبی داشته باشید.

  8. چه پیرزن نازی!!!
    سالی سرشار از شادی..تلاش و حرکت در انتظارتان باشد…

  9. انشالا سال خوب و خوشی داشته باشید :)

  10. با سلام
    فرارسيدن سال جديد را تبريك مي گويم.
    اميدوارم سالي سرشار از شادي و سلامتي پيش رو داشته باشيد .

  11. سلامی چوبوی خوش آشنایی.
    سلام استادبزرگوار.سالی توام باموفقیت داشته باشید.مدیدوبلاگ آذربایجانین دان اولدوزی .حاوی مطالب زیستی

  12. استاد گرامي سلام :
    سال نو را خدمت شما و خانواده محترم تبريک مي گويم . فرصت را غنيمت شمرده به همه همکاراني که امسال سعادت نداشتم به وبلاگ شان مراجعه کنم . سال نو را از صميم قلب شاد باش گويم . براي همگي آرزوي سلامتي دارم .
    البته سال 1387 را مي گويم . چون به پايگاه همکاري مراجعه کردم سال نو را تبريک گويم . با کمال تعجب پيام تبريکي که خودم ارسال کرده بودم را ديدم . از بس سال ها سريع طي مي شود نتوانستم حدس بزنم مربوط به کدام سال بود . 82-83-84-85-86

  13. استاد گرامي سلام :
    سال نو را خدمت شما و خانواده محترم تبريک مي گويم . فرصت را غنيمت شمرده به همه همکاراني که امسال سعادت نداشتم به وبلاگ شان مراجعه کنم . سال نو را از صميم قلب شاد باش گويم . براي همگي آرزوي سلامتي دارم .

Leave a Reply