Archive for دسامبر, 2008

جاويد گرفتار
دسامبر 30, 2008

ديروز پس از مدتي به ديدار دوستم رفتم. احوال كتاب حيات وحش را پرسيدم كه تأليف آن را از چند سال پيش با كمك گروهي از بر و بچه‌هاي علاقه مند به حيات وحش ، فرهنگ مردم و تصويرساز و ويراستار و غيره شروع كرده است. گفت كه كارها خوب پيش مي‌رود به طوري كه [...]

يك كتاب ديگر
دسامبر 28, 2008

مدتي پيش يك كتاب ديگر هم در زمينه‌ي محيط زيست ايران خريده‌ام كه برخلاف تصويرش كه در اينجا كوچك شده، بزرگ است. عنوان: «طبیعت ایران»، بیژن فرهنگ دره شوری (عکاس و متن ساز) و نصرالله کسراییان (عکاس)، ناشر: روزنه کار ، 1385.
كتاب 200 صفحه دارد كه حدود 24 صفحه‌ي آن نوشته و بقيه‌اش عكس است [...]

دو كتاب عالي
دسامبر 26, 2008

اخيراً دو تا كتاب خريده‌ام، عالي، ولي كمي گران. جالب است كه قد و قواره‌ي هر دو تقريبا يكسان است، ولي قيمت يكي كه كاغذش كمي بهتر است بيش از دو برابر آن يكي است. نمي‌توانم بگويم خوش به حال مؤلفانش، چون مي‌دانم به جز سهم معنوي، سهم مادي چنداني نصيب‌شان نشده است، ولي مي‌توانم [...]

بر بالشی سرد
دسامبر 25, 2008

امروز پنجم دي‌ماه، سالگرد زلزله‌ي مهيب بم است كه درباره‌اش بسيار شنيده‌ايم. دوستم دكتر مورليس همان روز در ايميلي چنين نوشت: «…بازي روزگار را مي‌بيني؟ سال پيش كرمان بودم. مي‌خواستم بم را ببينم. نشد. گفتم در سفري ديگر… اما تو گِله و شكايت نكن. زمين خطا نكرده است. ما آدميان خطاكاريم كه بر شعله‌هاي آتش [...]

يلدا، ايران و مريم مقدس
دسامبر 21, 2008

ديشب يلدايي ديگر را گذرانديم. اما يلدا هنوز از ذهنم بيرون نرفته است. معني و مفهوم «يلدا» مرا به ياد چند سال پيش انداخت، روزي كه در ميانه‌ي زمستان از گذرگاهي باريك در شام (سوريه) گذر مي‌كرديم تا به يكي از قديمي‌ترين كليساهاي جهان برسيم.
ارتباط يلدا با آن گذرگاه و اين كليسا چه بود؟ مي‌گويند [...]

يلدا
دسامبر 20, 2008

خواندم كه دكتر مير جلال الدين کزازي درباره‌‌ي شب يلدا چنين گفته است: «… ايرانيان همواره شيفته‌ي شادي و جشن بوده‌اند و اين جشن‌ها را با روشنايي و نور مي‌آراستند. آنان خورشيد را نماد نيكي مي‌دانستند و در جشن هايشان آن را ستايش مي‌كردند. در درازترين و تيره‌ترين شب سال، ستايش خورشيد نماد ديگري مي‌یابد. [...]

كودكي ايستاده بر لبه‌ي پرتگاه
دسامبر 19, 2008

مدتي است نگارش مقاله‌اي درباره‌ي محيط زيست ايران مقدار زيادي از وقتم را اشغال كرده است. ديروز سري زدم به سايت IUCN (اتحاديه‌ي بين‌المللي حفاظت و منابع طبيعي) و فهرست سرخ امسال (2008) را مرور كردم. [اين اتحاديه‌ در سال 1963 نخستين فهرست سرخ خود را منتشر كرد فهرست سرخ IUCN معتبرترين و مهم‌ترين مرجع [...]

جوجه‌ها را آخر پاييز مي‌شمرند
دسامبر 16, 2008

كورمورانت در برابر ماه
دسامبر 12, 2008

از آن دوست عزيزي كه در پي خواندن پست قبلي من درباره‌ي «كورمورانت»  (باكلان، يا به قول محمدآقا آب‌قمبل ) عكس اين پرنده‌ي را گشاده‌بال در برابر ماه، فرستاده سپاسگزارم؛ واقعاً زيباست و خيال‌انگيز.

انساني نيافتم
دسامبر 11, 2008

انساني نيافتم
با وجود تخريب محيط زيست، هنوز مي‌توان با ديدن جلوه‌‌هاي زيبايي از محيط‌زيست سرزمين‌مان لحظه‌اي شاد و اميدوار شد.
ديروز در ساحل درياي مازندران (كه نمي‌‌دانم چرا اصرار مي‌كنند كه آن را درياي خزر بناميم) جايي كه معمولاً در تابستان‌ها مملو از انسان است، انساني نيافتم. در ساحل به جاي زباله و آثار و رد [...]