جوجه‌هاي بدجنس

cuckoo_1در سرزمين ما پرنده‌اي زندگي مي‌كند به نام «كوكو» كه براي كساني كه با طبيعت و محيط زيست كشور آشنايند، پرنده‌ي آشنايي است. در زبان انگليسي هم به آن كوكو مي‌گويند «‍Cuckoo».حتي خود شنيده‌ام كه در روستاهاي كشورمان هم به آن «كوكو» مي‌گويند، چون صدايش «كوكو»ست. نام علمي آن هست: «Cuculus canorus»، از راسته‌ي كوكوسانان و تيره‌ي كوكويان.
چنين بود تا زماني كه آمدند رمان معرف كن كيسي (Ken Kesey)، يعني «One Flew Over the Cuckoo’s Nest»را به فارسي برگرداندند و روي جلد آن نوشتند: «پرواز بر فراز آشيانه‌ي فاخته». و بدين ترتيب «كوكو» يك شبه تبديل شد به «فاخته». مي‌دانيد فاخته در واقع نوعي كبوتر است كه به آن كبوتر كوهپايه (Columba oenas) هم مي‌گويند كه بسيار به كبوتر چاهي شبيه، ولي در عين حال متفاوت است با كوكو. شوربختانه اين اشتباه حتي به مجامع علمي جامعه‌ي ما هم كشيده شد و مترجمان راحت طلب بدون تحقيق، «كوكو» را مكرراً به «فاخته» ترجمه كرده‌اند. (حالا بگذريم كه عنوان فيلم معروفي كه از روي اين رمان ساخته شد، در زبان فارسي به عنوان عجيب «ديوانه‌اي از قفس پريد» تغيير يافت!»). ظاهراً كن كيسي خالق اين رمان، عنوان آن را از ترانه‌اي كودكانه‌ گرفته است:

Wire, briar, limber-lock
Three geese in a flock
One flew east, one flew west
And one flew over the cuckoo’s nest
سه تا غاز بودند در گروه
يكي پرواز كرد به خاور، يكي پرواز كرد با باختر
يكي هم بر فراز آشيانه‌ي كوكو پر كشيد.cuckoo_21

به نظرم خيلي شعر زيبايي است. اما چرا گفته‌اند كه سومي «بر فراز آشيانه‌ي كوكو» پر كشيد؟ نكته همين است، چون كوكو آشيانه نمي‌سازد. كوكو چند ويژگي دارد كه از نظر ما آدميان ناپسندند: يكي آن كه چند نر با يك ماده جفت‌گيري (آميزش) مي‌كنند و ديگر آن كه كوكوي ماده تخم‌هاي حرمزاده‌ي خود را در آشيانه‌ي پرندگان ديگر، مانند گنجشك‌سانان، از جمله سِسك مي‌گذارد و خود را از زحمت خوابيدن روي تخم‌ها و مراقبت از جوجه‌ها آسوده مي‌كند.
معمولاً پرنده‌ي ميزبان در برابر تخم‌هاي ميهمان ناخوانده (انگل) واكنشي نمي‌دهند و روي آن‌ها هم مانند تخم‌هاي خود مي‌خوابد و از آن‌ها مواظبت مي‌كند. اما جوجه‌ي حرامزاده‌ي كوكو خيلي زود با عادت رفتاري عجيبي از تخم خارج مي‌شود. اين جوجه هر چه را كه در آشيانه‌ي ميزبان است، مثلاً تخم‌ يا جوجه، روي پشتش مي‌گذارد و از لانه به پايين مي‌اندازد و خود مي‌شود جوجه‌ي يكي يك دانه‌ي لانه‌ي پرنده‌ي ميزبان. حالا پدر خوانده و مادر خوانده‌ي بي‌خبر كه تشخيص نمي‌دهند اين جوجه‌ي حرامزاده‌ي قاتل، جوجه‌ي آن‌ها نيست، دائماً به اين جوجه‌ كه بزرگ جثه است، غذا مي‌رسانند تا او را كه اشتهاي عجيبي دارد، سير كنند. غمناك‌ترين صحنه‌هاي جانورشناسي مشاهده‌ي پدر و مادر ميزباني است كه دائماً در كارند تا به جوجه‌اي كه معمولاً دو برابر آن‌هاست غذا برسانند و كار ديگري نمي‌كنند.
اما جان سخن اين است كه در آشيانه‌ي آموزش و پرورش سرزمين ما مدتي دراز است كه كوكويي ماده تخم گذاشته است. جوجه‌ي اين كوكوي ماده همه‌ي جوجه‌هاي اصلي را از آشيان به پايين مي‌اندازد و نابود مي‌كند. پدر و مادر اين آشيان همچون آن ميزبان بي‌خبر، همچنان به جوجه‌ي انگل غذا مي‌رسانند، از آن مراقبت مي‌كنند و كار ديگري نمي‌كنند.cuckoo_3

اين جوجه كوكوي نامشروع «كنكور» نام دارد كه برخي به حذف آن در سال 1390 اميدوار بودند. اما تا كنون بايد به اين نتيجه رسيده باشيم كه بدون ضربه به ريشه‌هاي اين انگل فرزند نما، نمي‌توان از پس آن برآمد. اكنون اين جوجه‌ي نابكار به اندازه‌اي بزرگ شده است كه همه‌ي آموزش و پرورش بايد همواره به او غذا برسانند تا او را سير كنند. و او در برابر، همچون ضحاك مار دوش همچنان جوانان ما را با اشتهاي سيري ناپذيرش مي بلعد.بخوانيد. اين داستان غمناك همچنان ادامه خواهد داشت.

2 Responses

  1. در منطقه ما هم کوکو داریم ولی نمی‌دونم به همین پرنده می‌گیم یا نه، چون تا به حال فقط صداش رو شنیده‌ام

  2. سلام !
    بسیار بسیار لذت بردم از خوندن این مطلب ،دستتون درد نکنه ….

Leave a Reply