جانشينِ جايگزين

يكي از واژه‌هايي در زبان فارسي به نادرست به كار مي‌بريم و شده است از غلط‌هاي رايج، واژه‌ي «جايگزين» است. مثلاً مي‌گوييم «طرح جايگزيني خودروهاي فرسوده». اما اگر به معني اين واژه دقت كنيم، در مي‌يابيم كه «گزيدن» به معني «انتخاب كردن» است و بنابراين، جايگزين، چيز يا كسي است از ميان گزينه‌هاي موجود، جايي را براي انجام كار يا كارهايي برگزيده و انتخاب كرده است.
در زيست‌شناسي مثال خوبي داريم. فرض كنيد كه قله‌اي آتشفشان كرده است. در پي آن همه‌ي موجودات زنده‌ي پيرامون نابود شده‌اند، به طوري آن قله و احتمالاً محيط پيراموني آن مدتي بي‌زندگي، يعني فاقد موجود زنده شده‌اند. اما در طبيعت وضع همواره به يكسان نمي‌ماند، بلكه مدتي پس از آن كه آب‌ها از آسياب مي‌افتد، يك يا گروهي موجود زنده كه مي‌توان آن‌ها را پيش‌قراول يا پيش‌تاز ناميد، به آن محيطِ بي‌زندگي وارد مي‌شوند و بساط زندگي را در آن جا پهن مي‌كنند. اكنون مي‌توان گفت كه اين موجوات زنده در اين جا «جايگزين» شده‌اند، يعني محل زندگي خود را انتخاب كرده‌اند. در زبان انگليسي به چنين موردي «colonization» مي‌گويند و در فارسي آن را به درستي «جايگزيني» ترجمه مي‌كنند.
غلط رايج و مصطلح آن است كه ما «جايگزين» را به جاي «جانشين» به كار مي‌بريم. مثلاً وقتي مي‌خواهيم چيزي را جانشين چيزي ديگر كنيم، مي‌گوييم مي‌خواهيم آن را جايگزين كنيم.
اين غلط را وقتي با تمام وجود حس كردم كه هنگام ترجمه‌ي متني، به اين جمله برخوردم:
primary succession: process of colonization and species replacement on a site that was previously uninhabited
يعني توالي نخستين: فرايند جايگزيني و جانشيني گونه‌ها در جايگاهي كه در گذشته در آن موجودي زندگي نمي‌كرد (مسكوني نبود).
در اين جمله هم «جايگزيني» به كار رفته است و هم «جانشيني»، اما هر كدام به جاي خود.

2 Responses

  1. كرام الديني عزيز ممنون از حُسن دقت جنابعالي! به نكته ظريفي اشاره كرديد كه اصلاح خواهد شد. ارادتمندتان

  2. چه جالب! تا حالا بهش فکر نکرده بودم!

Leave a Reply