همچنان به خودزني مشغولم

wave
دوستان عزيز، اگر جوياي احوال اين جانب باشيد، بايد عرض كنم كه به گذران روزگار مشغولم و به شكر خدا نيز. شايد بي‌جا نباشد كه مختصري از يكي از بيماري‌هايي كه به سراغم آمده، اما مغلوب پيشرفت‌هاي پزشكي شده است، براي‌تان بنويسم.
يكي دو سال پيش بود كه يكي از دوستان پزشك، با مشاهده‌ي نتيجه‌ي يكي از آزمايش‌هاي پزشكي‌ام، به گونه‌اي اتفاقي پي برد كه نوعي «بيماري خودايمني» (autoimmune disease) در بدنم در حال شكل‌گيري است.
بيماري‌هاي خودايمني، بيماري‌هاي عجيبي هستند كه در آن‌ها دستگاه دفاعي بدن، برخي از سلول‌هاي بدن خود شخص را نيز بيگانه مي‌پندارد، به آن‌ها حمله‌ور مي‌شود تا آن‌ها را از كار بيندازد يا فراورده‌هاي آن‌ها را بي‌اثر ‌كند. يعني دستگاه دفاعي بدن كه براي مبارزه با متجاوزان بيگانه ساخته شده است، به بخش‌هايي از بدن خودي حمله مي‌كند تا آن‌ها را بي‌اثر كند يا از ميان ببرد.
بيماري خودايمني من Hashimoto’s thyroiditis نام دارد كه در فارسي هم به افتخار كاشف آن Hakaru Hashimoto آن را بيماري هاشيموتو مي‌ناميم. در اين بيماري گلبول‌هاي سفيدي كه بيشتر از نوع لنفوسيتT هستند، ديوانه‌وار پادتن‌هايي در برابر پراكسيدهازها و تيروگلوبولين‌ها مي‌سازند و بدين ترتيب پيش‌ساخته‌هاي تيروييدي را از بين مي‌برند و بدن را با كمبود تيروكسين رو به رو مي‌كنند.
البته هم اينجا بايد اضافه كنم كه دشمنان چندان خوشحال و دوستان چندان ناراحت نشوند. چون چيزي كه در داروخانه‌ها فراوان و ارزان است، قرص تيروكسين (levothyroxine) است و روزي يكي كافي است تا اين ترفند دستگاه ايمني بدنم براي مبارزه با سلول‌هاي خودي، اصلا ًكارساز نباشد، بلكه به كلّي بي‌اثر بماند.
اما شايد اين سؤال براي شما پيش آمده باشد كه با توجه به اصل عقلاني بودن نظام آفرينش و با توجه به اين كه هيچ يك از فرايندهاي زندگي بيهوده و بي‌معني نيست، خودايمني يعني مبارزه‌ي خودي با خودي چه لزومي دارد؟ چرا بايد دستگاهي كه براي مبارزه با بيگانه طراحي شده است، بي‌رحمانه به سلول‌هاي خودي حمله كند و سعي در نابودي آن‌ها داشته باشد؟
به نظر من، وجود اين ساز و كار در بدن فناپذير آدمي چندان عجيب و ناعادلانه نيست. برنامه‌هاي خودايمني براي سيستم‌هاي گذرا و ناپايدار مانند بدن آدمي چندان از قوانين طبيعت دور نيستند. بدن آدمي هر روز كه مي‌گذرد، چيزهايي را از دست مي‌دهد تا زمينه‌ساز مرگ باشد.
اما اگر قرار مي‌بود عمري ابدي داشته باشيم و هميشه پايدار و زنده بمانيم، آن گاه خودايمني و سركوب بخش‌هاي خودي بدن، بي‌معني و دور از عدالت مي‌بود.

11 Responses

  1. سلام استاد بزرگوار.انشا الله همواره سالم باشید. دعایتان می کنم(چون غیر از این کار دیگری از دستم بر نمی آید.)

  2. سلام دكتر!
    احوال شما؟
    مجلات رسيد! دستتون درد نكنه!
    دكتر نقي نژاد كلي تعجب كرده ن! فكر ميكردن مصاحبه براي نشريات داخلي دانشگاهه!(با وجود اينكه بارها براشون توضيح دادم!!!) وقتي رشد رو ديدن پرسيدن :” مگه شما با رشد زيست شناسي در ارتباطين؟!”
    گاهي فكر ميكنم ايشون غير از نام علمي گياهان چيز ديگه اي تو حافظه ي دراز مدتشون نميمونه!!! :)
    به هر حال ممنون!
    براتون دعا ميكنم! اينطور كه نوشتين بيماريتون نبايد زياد جدي باشه! تيتر مطلبتون خيلي جالب بود! خودزني… فقط كسايي مطلبو بخونن ميفهمن منظورتون چي بوده! واژه ي خوبي بود براي يك خودايمني!
    براتون دعا ميكنم دكتر… موفق باشين و پايدار و ماندگار…

  3. ایشالا همیشه سالم و برقرار باشید و تنتان به آمپول طبیبان دچار مباد :)

  4. سلام .
    به نظر من که بیماری های خود ایمنی تنها بخش کوچکی از بی عدالتی موجود در نظام طبیعت است ، مثل پدیده های دیگری همچون انتخاب طبیعی و یا بقای سازگارترین ها ( survival of the fittest ) .
    با این حال انسان ( برخلاف سایر موجودات ) به مبارزه با این پدیده ها برخاسته و همین طور که می بینیم هر روز به پیروزی های بیش تری دست می یابد.

    پ.ن : امیدوارم همیشه سالم و سرحال باشید.

  5. سلام استاد. آرزوي سلامتي براي شما داريم. اما اين كه گفتيد كه خيلي شبيه حال .روز امروز جامعه ما است!!

  6. سلام دكتر عزيز!
    خ.وبين؟
    ممنون سر زدين وبلاگم! راستي ديروز اصلا واسه يه كار ديگه اومدم اينجا… همه چي گفتم جز اصلش!
    “بيولوژي سولومون” به عنوان كتاب درسي تدريس ميشه؟
    منظورم مجله اي ه كه تحت عنوان “بيولوژي سولومون را بهتر بشناسيم” فرستادين واسه همكاراي زيست شناسي!
    اين يه نمونه كتاب درسي بود؟
    در سطح دبيرستان يا دانشگاه؟
    عكساش خيلي ناز بود… مطالبشم كه همه به صورت نكته اي و موردي… از داستان سرايي هم خبري نبود! با كيفيت عالي…

  7. سلام!
    يه اشتباه شد!
    “بيولوژي سولومون” رو “خانه ي زيست شناسي” فرستاد!
    كتاب خيلي خوب و جالبيه!
    منظورم از كتاب درسي اين بود كه اين كتاب نمونه اي ا كتاباي درسي ساير كشور هاست؟؟؟
    كه خب شما گفتين تو بعضي كالج ها تدريس ميشه!
    مرسي

  8. به قول دکتر شريعتی :
    ” چه خوشبختی بزرگی است بدبختی های کوچک ”
    آرزوی سلامتی دارم

  9. استاد. يكبار ديگه سلام. من از بيگانگان هرگز ننالم. خودي و بيگانه موضوع اصلي اينروزها است. پايدار و تندرست باشيد.

  10. آرزوي سلامت دارم براتون. خوشحالم كه با لووتيروكسين مشكلتان حل مي‌شود.

    راستش تحليل‌تان براي «توجه به اصل عقلاني بودن نظام آفرينش و با توجه به اين كه هيچ يك از فرايندهاي زندگي بيهوده و بي‌معني نيست» را قبول ندارم.
    انسان لزوماً در متكامل‌ترين حالت خودش نيست. بدن انسان ايرادات زيادي دارد.
    مثلا براي يك كودكي كه بر اثر تزريق پني‌سيلين (يا حتي نيش زنبور) دچار شوك آنافيلاكسي مي‌شود و مي‌ميرد، چه توجيهي مي‌توان يافت (يا بافت؟!)
    كودك قرار است سالها زندگي كند و بعد بميرد.
    يا انواع سرطان‌ها و …
    به گمانم پذيرفتن نقش انسان به عنوان بخشي از بدنه طبيعت كه مانند ساير موجودات بر اثر فشار انتخاب طبيعي دچار تغيير شكل و احتمالا پيشرفت مي‌شود، منطقي‌تر باشد.

    پيروز باشيد. :)

  11. I am glad its a minor issue… It was for long I didnt have the chance to visit your blog. Its profound as usual

Leave a Reply