دلالي در ترجمه

زنده‌ياد كريم امامي (1384-1311) در جايي نوشته است كه: «مترجم خوب در ايران كسي است كه به صد هنر آراسته باشد و نياز مادي هم نداشته باشد. بايد بتواند همه‌ كار بكند، ولي اسم حق‌الزحمه را نياورد…»(1).
البته خود ايشان واقعاً به صد هنر آراسته و افزون بر آن اهل تلاش و كوشش بسيار بودند به طوري كه با بر جاي گذاشتن چراغي از تعدادي كتاب يگانه و خرواري مقاله دنيا را ترك كردند و آن را به هستان سپردند.
عبدالحسين آذرنگ، تدوين‌گر يكي از كتاب‌هاي امامي كه نوشته‌هايش را جمع‌آوري و منتشر كرده، در مقدمه نوشته است:‌«.. امامي مترجمي امين، دقيق، نكته‌شكاف، مسئول و معتقد به تحقيق در كار ترجمه بود…»(2).
فكر مي‌كنم همه‌ي صفاتي را كه مي‌توان براي مترجم خوب فهرست كرد، جناب آذرنگ براي زنده‌ياد امامي برشمرده‌اند. يعني كافي است مترجم امين، دقيق، نكته‌شكاف و مسئول باشد، تا او را مترجمي خوب بدانيم.
در هفته‌ي گذشته چند ترجمه از دوستان كاردان و كاركُشته به دستم رسيد كه مرا تا حد زيادي نااميد، نگران و افسرده كرد. چه، دانستم كه كار ترجمه‌ي علم در جامعه‌مان چندان بي‌ارزش شده كه حدس زدم آن دوستان كه در مهارت خودشان در كار ترجمه‌ شك ندارم، كتاب اصل را در اختيار ديگري گذاشته‌اند و سپس بدون آن كه زحمت خواندن و نظارت بر متن دوستان يا همكاران تازه‌كار و تازه‌واردشان را به خود بدهند، آن را تحويل داده‌اند.
در كار متن‌سازي به كساني كه در ترجمه دلالي پيشه كرده‌اند، يعني متن را براي ترجمه قبول مي‌كنند، اما به جاي آن كه خودشان بنشينند و ترجمه كنند، از ديگران كمك مي‌گيرند، اصطلاحاً تيمسار مي‌گويند. اما تيمسار داريم تا تيمسار. حتي در دنياي تيمساران هم تيمساري كه زحمت خواندن كاري را كه برايش انجام داده‌اند، بر خود هموار مي‌كند، با آن كه فقط نقش حامل را ايفا مي‌كند، قابل مقايسه نيست.
در هر حال، استنباطِ ارتقاي دوستان به درجه‌ي تيمساري خبر خوشايندي نبود. دوستان! امانت، دقت، نكته‌شكافي و مسئوليت پذيري چه شدند و كجا رفتند؟

1. مترجم.ش. 31. زمستان 78
2. از پست و بلند ترجمه، انتشارات نيلوفر، 1385

There are no comments on this post

Leave a Reply