سفر همدان كه پر بود از جلسههاي پي در پي، بازديدها و گفت و گوها به پايان رسيد. بازديد از چند شهر و روستاي اين استان ديرپاي و تاريخي، بدون بازديد از مقبرهي ابن سينا و حتي گنجنامه فرصتي بود براي مشاهدهي زندگي در يكي ديگر از استانهاي كشور. دربارهي بازديدها و گفت و گوها بعداً مفصل خواهم نوشت. اكنون گزارشي كوتاه: بازديدمان را از مدارس آغاز كرديم.

بر سراسر ديوارهاي اين دبيرستان و مركز پيشدانشگاهي كه مدرسه را از طبيعت پيرامون و مزارع گندم ديم جدا ميكنند، شعارهاي جالبي نقش بسته است. مثلاً: «ترس از موفق نشدن به اين دليل است كه احساس بيارزش بودن ميكنيد»، تربيت كننده هر طور كه باشد، تربيت شونده همان طور ميشود»، «برنامهريزي اتلاف وقت نيست، بلكه سرمايهگذاري در زمان است».

و بازار همدان حتي در دير هنگام شب نيز غرق نور و مشتري است.

اما جالبترين جاي زمينشناختي همدان بي شك غار عليصدر است كه توانستيم ببينيم. بيش از يك ساعت گردش در تاريخ و گذشتهي زمين.

با آبي زلال كه كمتر جايي ديدهام.

سرانجام سري زديم به شهر سوغاتيهاي همدان: لالهجين (يا لالجين)، كه پر بود از سفال و كارهاي دستي، البته بيشتر ساخت دست هنرمندان و صنعتگران چين. و بدين ترتيب سفر را به پايان رسانديم.
