از كودكي به ياد دارم شعري را از سید اشرفالدین الحسینی متخلص به نسیم شمال (1287-1352 ه ق). از سروده شدن اين شعر حدود 80 سال ميگذرد، اما گويي همين امروز سروده شده است. بخشي از آن را بخوانيد:
ما ملت ایران همه باهوش و زرنگیم
افسوس كه چون بوقلمون رنگبهرنگیم
ما باك نداریم ز دشنام و ملامت
ما میل نداریم به آثار سلامت
گر باده نباشد سر وافور سلامت
از نام گذشتیم همه مایل ننگیم
افسوس كه چون بوقلمون رنگبهرنگیم
اسباب ترّقی همه گردید مهیا
پرواز نمودند جوانان به ثریا
گردید روان كشتی علم از تك دریا
ما غرق به دریای جهالت چو نهنگیم
افسوس كه چون بوقلمون رنگبهرنگیم
از زهد و تقدس زده صد طعنه به سلمان
داریم جمیعاً هوس حوری و غلمان
نه گبر و نه ترسا نه یهود و نه مسلمان
نه رومی رومیم و نه هم زنگی زنگیم
افسوس كه چون بوقلمون رنگبهرنگیم
استاد ارجمند سلام:
هر چند درمثال مناقشه نیست ولی در همدان همه دانا نیستند! نمونه اش
ما ودیگرا نی که ندانستیم:
«دکتر کرام الدینی کی آمد وکی شد»!؟
فرصت بسیار گرانبها ئی بود که واقعا نمی دانیم چرا از دست دادیم(دعوت نشدیم)….!؟؟؟
راستی چرا بعضی وقت ها حافظ هم چاره ساز نیست؟
سلامتی روز افزونتان را آرزومندیم.