پاسخهايي به چند پرسش:
معيار نگارش زبان فارسي درست و نادرست نيست، بلكه رسم و روال و سليقه و علاقه است. مثلاً كسي نميتواند ثابت كند كه مثلاً «ميشود» نادرست و «ميشود» درست است. اگر 50 سال پيش كسي مينوشت «ميشود» و نمينوشت «ميشود»، صداهاي مخالف گوشاش را كر ميكرد.
در بسياري از زبانها كه در فرهنگ نويسندگان آنها همكاريهاي گروهي و احترام به قراردادها، ملاكها و معيارها كارهايي پسنديده به شمار مي روند، مدتهاست كه اين مشكل تا حد زيادي حل شده است. و در انها تا حد زيادي همه از يك شيوهي نگارش استفاده ميكنند.
بدبختانه در زبان فارسي چنين نيست و ممكن است كس يا كساني با شيوهاي كه خود ميپسندند، بنويسند و به سليقهي اكثريت مخاطبان كاري نداشته باشند. مثلاً به جاي «نامهي من» بنويسند «نامۀ من»، يعني به جاي كاربرد ياي ميانجي، از چيزي كه به آن شش كوچولو ميگويند، استفاده و بر آن متعصبانه پافشاري كنند. كسي هم نميتواند او را مجبور كند كه از اين كار دست بكشد.
بنابراين، رسم است كه هنگام نوشتن همواره سليقهي اكثريت مخاطبان را در نظر ميگيرند و مطابق با آن نوشت؛ به آن چه رسم است، احترام ميگذارند و از محور قرار دادن سليقهي شخصي پرهيز ميكنند.
در آييني كه امروز براي نگارش زبان فارسي به كار ميرود، جدانويسي غلبه دارد و حتي كار به افراط هم كشيده است. بنابراين، علاوه بر اين كه مينويسند «به وسيلهي» و «به دست آوردن»، «به»هايي را هم كه بايد سرهم بنويسند، جدا مينويسند، مانند «به خصوص» يا «به ويژه» كه البته در هر دو صورت ممكن است عدهاي ايراد بگيرند.
امروزه ميگويند كه چون در تلفظ «فرايند»، «آ» صوت خودش را ندارد، پس بهتر است بنويسيم «فرايند» نه «فرآيند».
در زبان فارسي «ميگردد» به معني چيزي شبيه «ميچرخد» است. بنابراين، بهتر است از آن به جاي «ميشود» استفاده نكنيم؛ هر چند در ادبيات قديم فارسي، حتي در شعرهاي معروف و مقبول هم به جاي «ميشود»، از «ميگردد» استفاده شده است.
واژهي «شماتيك» فرانسه و معادل آن در زبان انگليسي «سكيمَتيك» تلفظ ميشود و در هر دو به معني «طرح مانند»، «كلّي» و «اجمالي» است. بنابراين طرحواره معادل مناسبي براي آن است. البته بايد توجه داشت كه اين كلمه صفت است و اسم نيست.
اكنون بسياري از ناشران ما شيوه نامه يا آيين نگارش خاص خود را دارند كه الزاماً همه يكسان نيستند. از دشوارياي كار ما اين است كه وقتي ميخواهيم براي مثلاً انتشارات مدرسه بنويسيم، بايد نكاتي را به كار ببريم كه انتشاراتيهاي ديگر ممكن است قبول نداشته باشند و به عكس.
سرانجام، نزد ما آن آيين نگارش زبان فارسي كه فرهنگستان زبان و ادب فارسي پيشنهاد كرده است، صرف نظر از نقصهايي كه دارد، معيار و ملاك است. اين آيين حاصل كار گروهي از صاحبنظران است، رسميترين است و ميتوان به آن تكيه كرد.
اين آيين نگارش (پي دي اف اش اين جاست) براي متنهايي كه ساختن آنها را چند نويسنده انجام ميدهند، مناسب نيست، چون در برخي موارد، چند راه را پيشنهاد كرده و تصميمگيري را بر عهدهي نويسنده گذاشته است. در اين مورد، يعني براي نوشتن كارهاي يكدست و يكنواخت در كارهاي گروهي بايد يكي از مواردي را كه اين آيين نگارش پيشنهاد كرده است، انتخاب و همه از آن پيروي كنيم.
پ.ن. ببينيد.
بعضی کلمات هم هستند که فکر کنم اگر طور دیگری نوشته شوند غلط املایی محسوب بشن، مثلا “پرندگان” رو اگر “پرندهگان” بنویسیم. اما خیلی از دوستانی که معروف هم هستند به رعایت فارسی نویسی، میگویند “پرندهگان” صحیحه و آدم گیج میشه