
سرمقاله
روز نـــو و شـام نـــو، باغ نـــو و دام نـــو
هر نفس انديشـــه نو، نو خوشي و نو غناست.
نــو ز كجــا ميرســـد، كهنـــه كجـا ميرود؟
گر نـــــه وراي نــظر، عــالم بي انتهــاست.
مولانا
بر كسي پوشيده نيست كه بهار فصل نوشدن و نوآوري است. پس بي جا نخواهد بود چنان چه در سرآغاز اين شماره از مجله كه قرار است در نوبهار سال 1389 منتشر شود، از نو شدن و نوآوري سخن گوييم و چه بهتر كه بار ديگر به موضوع نوشدن برنامهي درسي زيست شناسي متوسطه و پيشدانشگاهي بپردازيم كه بيگمان در زندگي حرفهاي مخاطبان اصلي اين نشريه مهمترين اثر را دارد.
باري، فرايند نو شدن سال و نو شدن برنامهي درسي را ميتوان از جهتي كم و بيش همانند فرض كرد. برنامهي درسي و سال، هر دو در تكراري چرخهاي در حركتاند. سال در گردش خود همواره از بهار و تابستان وپاييز گذر ميكند تا به زمستان برسد؛ زمستان را به پايان ببرد تا بار ديگر بهاري شود. نكته اين است اما، كه بهار هر سال نسبت به بهار سال پيش، در نام و ظاهر همانند است؛ چون در اين مدت بستر زمان همه چيز را تغيير داده و نو كرده است. بيگمان كوه و درخت و آهو و رود و درياچه همان نيستند كه سال پيش از آن بودهاند.
در برنامهي درسيِ نو نيز سرفصلهاي در تكراري ظاهرياند، هر بار هماناند، اما در عين حال همان نيستند؛ در نام و عنوان بيتغيير، اما در درون و محتوا پويا و متغيرند. بد نيست براي توضيح بيشتر، از رياضيدانان كمك بگيريم كه اين پويايي و تغيير را به گونهاي زيبا روشن كردهاند.
ميگويند يكي از بزرگترين رياضيدانان اروپايي لئوناردوي پيزايي نام داشت و در حدود سال 1175 در پيزاي ايتاليا به دنيا آمد. يكي از كارهاي اين لئوناردوي پيزايي كه بعداً فيبوناچي نام گرفت، كاربرد عددهاي پيشرفتهتر هندي – عربي، يعني همين عددهايي كه امروزه ما به كار ميبريم، به جاي عددهاي دشوار رومي بود كه از حروف I، V، X، L و M لاتيني تشكيل شدهاند.
در اين جا به ديگر خدمات و نوآوريهاي فيبوناچي كار نداريم، بلكه به آن چه نام فيبوناچي را بيشتر بر سر زبانها انداخته است، كار داريم و آن دنبالهاي از عددهاست كه به نام خود او معروفاند: عددهاي فيبوناچي. او در يكي از كتابهايش چنين مسئلهاي طرح كرده است:
مردي يك جفت خرگوش دارد و ميخواهد بداند كه از اين جفت خرگوش، در يك سال چند جفت به وجود خواهد آمد؛ با اين فرض كه هر جفت خرگوش به طور طبيعي در هر ماه يك جفت خرگوش نر و ماده به وجود ميآورد و دورانهاي بلوغ و بارداري خرگوش ماده هر كدام يك ماه به درازا ميكشند.
فيبوناچي سپس راه حل مسئله را چنين بيان ميكند: آن مرد در سرآغاز كار 1 جفت خرگوش دارد. در پايان ماه اول، اين جفت به بلوغ ميرسد. بنابراين، در پايان ماه اول هم 1 جفت خرگوش دارد.
جفت اول در پايان ماه دوم بعد از گذراندن يك ماه بارداري، يك جفت خرگوش به دنيا ميآورد. بنابراين، او در پايان ماه دوم در مجموع 2 جفت خرگوش خواهد داشت.
در پايان ماه سوم جفت اول يك جفت ديگر به دنيا ميآورد، جفت دوم به پايان دوران بلوغ خود ميرسد، پا به دروان بارداري ميگذارد ولي هنوز زادهاي به دنيا نياورده است. بنابراين او در پايان ماه سوم در مجموع 3 جفت خرگوش خواهد داشت.
در پايان ماه چهارم جفت اول و جفت دوم هر كدام يك جفت خرگوش به دنيا ميآورند و در مجموع تبديل به 4 جفت ميشوند و جفت سوم به بلوغ ميرسد. بنابراين، او در پايان ماه چهارم در مجموع 5 جفت خرگوش خواهد داشت…
اگر به همين ترتيب محاسبه كنيم، به اين نتيجه ميرسيم كه آن مرد در پايان ماه دوازدهم 233 جفت خرگوش خواهد داشت.
فيبوناچي سپس شمار خرگوشهايي را كه آن مرد در پايان هر ماه دارد، پشت سر هم نوشت و بدين ترتيب پس از حل مسئلهي خود به يك دنباله رسيد:
… ,0،1,1,2,3,5,8,13,21,34,55,89,144,233
جالب است كه هر عدد از اين دنبالهي فيبوناچي، به جز صفر و 1 اول، حاصل جمع دو عدد قبلي است. اما جالبتر از آن، اين است كه از تقسيم هر عدد از اين دنباله، عددي به دست ميآيد كه به 6/1 نزديك است و 6/1 همان عددي است كه در رياضيات و هنر به نسبت طلايي معروف است.
اكنون اگر مثلاً هشت مربع را كه طول ضلع هر يك از آنها برابر يكي از عددهاي نخست دنبالهي فيبوناچي، يعني 1، 2، 3، 5، 8، 13، 21 و 34 واحد باشد، در كنار هم قرار دهيم، مستطيلي به دست ميآيد كه آن را مستطيل فيبوناچي يا مستطيل طلايي مينامند.

حال اگر از گوشهي هر مربع كماني به شعاعي برابر ضلع آن مربع رسم كنيم، حلزوني به دست ميآيد كه حلزون طلايي يا حلزون فيبوناچي ناميده ميشود.

اكنون باز گرديم به مبحث نوشدن برنامهي درسي زيستشناسي متوسطه و پيشدانشگاهي. چه بسيار تغييرها و تحولها كه در دورهي ميان دو تغيير پياپي برنامهي درسي در تئوريهاي علمي روي داده است. به عبارت ديگر، هنگامي كه برنامههاي درسي دورههاي مختلف را با هم مقايسه ميكنيم، واژهها و اصطلاحهاي مشابهي در آنها مشاهده ميكنيم. اما اين واژهها و اصطلاحها در نام و ظاهر به هم ميمانند، بلكه در محتواي كمّي و كيفي متفاوتاند؛ زيرا در اين مدت پژوهندگان راه علم با كوششهاي خود آن تئوريها را به پيش بردهاند، تغيير دادهاند، متحول كردهاند و بر حجم دانستههاي علمي آدمي افزودهاند. پس بهتر است بگوييم كه حركت برنامهي درسي مسيري حلزوني در پيش دارد، مسيري كه در آن نسبت طلايي حاكم است.
اگر به پيرامونمان نيك بنگريم و بر پديدهها و اشياي عالم خلقت دقيق شويم، حلزون را بسيار ميبينيم. از كهكشانها گرفته تا بخش حلزوني گوش آدمي، طرح گلهاي تيرهي گلستارگان (كمپوزيته)، چرخش گردبادها و سرانجام در حلزون كوچكي از سردهي Planorbis از نرمتنان كه روي جلد شمارهي پيشين اين مجله را زينت داده بود. اين همانندي را بايد به فال نيك گرفت.
بيگمان خوانندگان وفادار اين مجله به ياد دارند كه دربارهي برنامهي درسي نوين زيستشناسي متوسطه و پيشدانشگاهي بارها نوشتهايم: مثلاً در صفحهي 4 شمارهي 72 (پاييز 1387) به «معرفي برنامهي درسي جديد زيستشناسي» پرداختيم. در سرمقالهي همان شماره كه «دم فروبستن به وقت گفتن» عنوان داشت، از همگان دعوت كرديم كه دربارهي اين برنامه نظر دهند؛ نوشتيم كه «اكنون وقت گفتن است و دم فرو بستن جايز نيست و يادمان باشد كه فردا ممكن است خيلي دير باشد». نيز در شمارهي 77 (پاييز 1388) دربارهي برنامهي درسي ملي كه دربرگيرندهي برنامههاي درسي همهي درسهاست، گفت و گويي اختصاصي درج كرديم. در اين شماره نوبت شماست كه نظرهاي خود و ديگر صاحب نظران را دربارهي اين برنامه بخوانيد. مقالهي «صاحبنظران دربارهي برنامهي درسي جديد چه ميگويند»، خلاصهاي است از نظرهاي شما دربارهي برنامهي درسي نوين.
اما فراموش نكنيم كه برنامهي درسي موجودي بيجان است كه معلم به آن روح ميدهد. به باور نگارندهي اين سطور، نقش معلم در آموزش از نقش برنامهريزان و مؤلفان كتابهاي درسي بيشتر است. اي بسا معلمان نوآور كه به جان برنامههاي درسي ضعيف روحي قوي ميدهند و به عكس. نوبهار طبيعت كه از قضا روز معلم را هم درون خود جاي داده است، بر همهي معلمان فرخنده باد.
سردبير
با سلام و سپاس.اين هم معرفي دومين كتاب
نام كتاب : چه چيزي زيستشناسي را بيهمتا ميسازد؟ (ملاحظاتي درباره خودمختاري يك رشته علمي)
عنوان اصلي:Biology Unique? What Makes
پديدآورنده : ارنست ماير / ترجمه: كاوه فيض اللهي
ناشر: جهاد دانشگاهي مشهد
272 صفحه – رقعي (شوميز) – 38000 ريال – چاپ 1 – 1650 نسخه
شابك: 7-194-324-964
تاريخ نشر:1388
چکيده :
اين کتاب نو که مجموعه اي است از مقاله هاي جديد و بازنگريسته به قلم نامدارترين زيست شناس تکاملي قرن گذشته و به مناسبت صدمين سالروز تولدش، زيست شناسي را همچون علمي خودمختار مي کاود، نکته هايي از تاريخ انديشه تکاملي را روشن مي کند، مشارکت هاي فلسفه در علم زيست شناسي را به نقد مي کشد و درباره چندين مورد اصلي از مسائل جاري نظريه تکامل اظهارنظر مي کند. ارنست ماير بهويژه توضيح مي دهد که نظريه تکامل داروين در عمل پنج نظريه جداگانه است که هر کدام تاريخ، خطسير و تاثير ويژه خودش را داشته است. انتخابطبيعي ايده اي است جدا از نسب مشترک و از گونه زايي جغرافيايي و نظاير آن. برخي از بحث و جدلهاي دارويني هميشگي احتمالا ناشي از اشتباه گرفتن اين پنج نظريه جداگانه با يک معجون واحد است. علاقمندان به نظريه تکامل يا فلسفه و تاريخ علم در اين کتاب ايدههاي سودمندي خواهند يافت. اين کتاب تقريبا براي تمام کساني که درمورد زيست شناسي در کل کنجکاوند بايد خوشايند باشد.
ارنست ماير زيست شناس در 100 سالگي در اين نخستين کتاب قرن دوم زندگاني دراز خويش، باريک انديشي هايش درباره جالب ترين و مهم ترين پرسش هاي حيات را به ما عرضه کرده است: چرا نمي توان موجودات زنده را صرفا ماشين هايي بسيار پيچيده دانست؟ انسان چگونه تکامل يافت؟ چرا هنوز با هيچ موجود فرازميني ارتباط برقرار نکرده ايم؟ و بسياري ديگر. اين کتاب با وضوح و قدرتي که در هر صفحه اش مي درخشد بهتر از همه در يک کلمه خلاصه مي شود: شورانگيز.
مقدمه
علم و علوم
خودمختاري زيستشناسي
غايتانگاري
تجزيه يا فروکاستباوري؟
تأثير داروين بر انديشه مدرن
پنج نظريه داروين در تکامل
بلوغ داروينيسم
انتخاب
آيا انقلابهاي علمي توماس کوهن روي ميدهند؟
نگاهي ديگر به مسئله گونه
پيدايش انسان
آيا ما در اين جهان بيکران تنهاييم؟
زيستشناسي نژاد و مفهوم برابري
پيوست الف. هشتاد سال تماشاي صحنه تکامل
پيوست ب. تکامل ارنست: گفتگو در صدسالگي
پيوست ج. در اهميت ارنست ماير بودن
واژهنامه
برابرنامه
نمايه
اين هم لينك تصوير كتاب:
http://www.freeimagehosting.net/image.php?6da8753fdc.jpg
سلام خسته نباشید لطفا» مقاله های ما را هم چاپ کنید تشکر