اگر ادعا كنيم كه ميانگين نقش پدر در فرايندهاي طبيعي زادآوري و بزرگكردن زادهها نسبت به ماده ناچيز است، پُر بيراه نگفتهايم. كافي است سهم يكي از جانوران نر، مانند شير نر را در زادآوري بدانيم: نر فقط در مدت چند دقيقه با ماده آميزش ميكند و سپس همهي كارهاي زايشي و پرورش زادهها را به ماده واميگذارد. ماده دوران بارداري را ميگذراند، زايمان ميكند، به زادهها شير ميدهد، از آنها مراقبت ميكند، تا زماني كه بتوانند به طور مستقل به زندگي ادامه دهند. ماده شيرها پس از آميزش با نرها، معمولاً نرها را به گروه خود راه نميدهند و نرها به خلاف مادهها در اطراف گرده مادهها، انفرادي پرسه ميزنند.
چنين نقشي براي نرها كمابيش در ديگر موجودات زنده هم مشاهده ميشود، حتي در گياهان. بنابراين ميتوان گفت كه نقش پدر در طبيعت نقشي ثانوي و كمكي است و مادر جنس اصلي طبيعت است.
ممكن است بگويند كه نقش پدر در همان چند دقيقهي آميزش، يعني توليد اسپرم و قرار دادن آنها در كنار تخمك بيبديل و الزامي است؛ كه بيگمان درست است و در بسياري از موجودات زنده مصداق دارد، اما بايد دانست كه در جمعيتهاي برخي از موجودات زنده حتي يك فرد نر هم مشاهده نميشود، بلكه همهي افراد ماده هستند و با روش بكرزايي زادآوري ميكنند؛ مانند شتهها در فصلهاي بهار و تابستان.
نتيجه ميگيريم كه اگر چه نقش نر حياتي و وجود آن در بسياري از جمعيتها الزامي است، اما نقش ماده بسيار بيشتر و اساسيتر از نر است.
به طور كلي در موجودات زنده براي پدر به جز توليد اسپرم حداكثر دو نقش ديگر در نظر ميگيرند: 1. كمك به تغذيه و مراقبت از زادهها و 2. آشيانهسازي، قلمروداري و گاه مراقبت از مادهها.
همهي آنچه گفتم شامل موجودات زندهي غير از آدمي است. آدمي اما كه خود و طبيعت را گاه تا 180 درجه تغيير ميدهد، جامعهاي مردسالار ساخته است به طوري كه حتي در بعضي از جوامع زن جنس دوم به شمار ميآيد.

با سلام و تبریک میلاد با سعادت مولی الموحدین ، از اینکه بنده حقیر را قابل دانسته و به وبلاگم سر زده اید بی نهایت سپاسگزارم چندی پیش در یک مجله در رابطه با زندگی اسب های ذریایی مطلبی را خواندم که نمی ذانم از نظر علمی چقدر مقبول است .اسب های دریایی نر باردار می شوند و تا آخر عمر عاشقانه نزد همسرانشان می مانند…….
سلام و از تبريك شما سپاسگزارم. آيا منظور از اسب دريايي اسبك ماهي است؟ موضوع جالبي است. چيزهايي شنيدهام. در هر حال در طبيعت موجودات زنده همه جا استثنا وجود دارد. در ميان آدمها همين طور. وب لاگ شما خواندني و جالب است. موفق باشيد.
سلام
من نميدونم چرا تا حالا سايتتون براي من فيلتر شده بود!!! و مطالب جديد رو هم نميديدم ظاهرا!
روزتون رو هم با تاخير بهتون تبريك ميگم:)
بعدشم پدر اين پيشي ملوس هاي ما باهاشون زندگي ميكنه. يعني بيشتر اوقات با اينهاست. فقط نتونستم هنوز كشف كنم كه آيا اين كبوترها رو پدر براشون شكار ميكنه يا مادره كه يه پا هم نداره!
سلام. به طور كلي مدتي همهي وبلاگهاي وردپرسي به علتي كه هنوز نميدانم فيل تر شده بودند. در اين مورد مطلبي نوشتهام. از تبريك بسيار سپاسگزارم. كار پيشيهاي شما كمي عجيبه. به طوري كه بايد رفتارشناسان در تئوريهاشون تجديد نظر كنند! شاد باشيد.
سلام بر دکتر کرام الدینی عزیز. روزی با بزرگی بحث میکردم که شغل معلمی چنین است و چنان است و برای آن مقدمه می چیدم و اسنتاج می کردم و موخره می آوردم . آن بزرگوار حرف مرا برید و گفت:» کار مهمی هم نمیکنید ! جز اینکه دو تا کلمه به چهار تا بچه یاد می دهید! در واقع او درست می گفت ما غالبا دو تا کلمه بیشتر یاد نمی دادیم! اما برای همین کار ساده دود چراغ و خون جگر کم نخورده بودیم!
موضوع جالب را طرح نموده اید . نرها اگر چه در گونه های مختلف از نظر میزان تاثیر در زاد آوری و بزرگ کردن بچه ها بسیار متفاوت اند اما اگر فقط به اندازه چند لحظه و منحصرا در کار آمیزش هم دخالت داشته باشند ، به نظر حقیر نقش بالایی در زاد آوری از خود به نمایش گذاشته اند . به نظر من آمیزش و دادن اسپرم نمایش کوتاه و با شکوهی از اهدای ثمره عمری تلاش و مقابله با شرایط سخت محیطی ،به درازی عمر یک گونه است . به عبارت دیگر تمام روزگاری که یک نر سپری میکند تا خود را به جایگاه انتخاب شدن توسط یک ماده برساند ، در راه زاد آوری و پرورش نسل صرف شده است . سختی های نرها برای زاد آوری و پرورش نوزادان و به ثمر رسیدن فرزندانی سازگار و توانمند ، قبل از آمیزش شروع شده است . نر باید از دهها و بلکه صدها امتحان بزرگ بگذرد تا به عنوان شریک ژنی انتخاب شود . گرسنگی ، دعوا و مرافعه با نرهای دیگر بر سر تصاحب ماده ، جان سالم به در بردن از کمین و حمله دشمنان و … نمونه هایی از این آزمون سخت هستند. تمام این مصیبتها که فی الواقع معیار های انتخاب طبیعی هستند ، وجود بهترین مجموعه ژنی را در پیکر فرد نر تضمین می کنند.
. نظر من برداشتی از کتاب پیش دانشگاهی تالیف حضرتعالی است.امیدورام در این برداشت اشتباه نکرده باشم. پر حرفی کردم ببخشید .
سلام بر جناب قليان عزيز
البته كه درست ميگوييد. اما قصد من بيشتر مقايسهي نقشهاي مادر و پدر بود در زادآوري و پرورش زادهها. رقابت و تلاش براي انتخاب شدن به عنوان جفت مهمترين چالشهاي پيش روي نرهاست. سپاس بسيار.