از ضمير خاك مي‌گويند راز

باران روز چهارشنبه درختانِ زمستانيِ بي‌برگِ خيس را نمايان تر كرده بود، به گونه‌اي كه از ميان اجزاي ديدگاه، برجسته‌تر مي‌نمودند. به يادم آمد اين سخن نغز مولانا:

اين درختان‌اند همچون خاكيان
دست‌ها بركرده‌اند از خاك‌دان
سوي خلقان صد اشارت مي‌كنند
آن كه گوش‌ است‌اش، عبارت مي‌كنند
با زبان سبز و دستان دراز
از ضمير خاك مي‌گويند راز
همچو «بَطّان» سر فرو برده به آب
گشته «طاووسان» و بوده چون «غراب»
در زمستان‌شان اگر محبوس كرد
آن غرابان را خدا طاووس كرد
در زمستان‌شان اگر چه داد مرگ
زنده‌شان كرد از بهار و داد برگ

پ.ن. بطّ: مرغابي
غراب(‍Corvus corax)، كلاغ نيست؛ بلكه نوعي پرنده از خانواده‌ي كلاغ است كه بزرگ و نيرومند و سياه است.

Advertisements

There are no comments on this post.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: